محمد رضا واليزاده معجزى

655

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

است و تازه اين پيش‌آمد در اثر بىاحتياطى خود مقتول بوده و الا به اين مفتى از بين نمىرفت . آقاى مير اسفنديار خان شهاب نقل كردند كه ايشان و عباس قلى خان پسر حيدر خان و ژار على نام كه خويشاوند عباس قلى خان بوده ، در يك سنگر جاى داشته و به‌طور تفنن با بيرانوندها مىجنگيدند و در اين ميان تيرى به ژار على مزبور اصابت كرد و عباس قلى خان كه مردى بذله‌گو بود ، به‌طور شوخى خطاب به گلوله گفت : " اى گلوله تو در ميان اين همه سنگر و هزاران آدم چه طور ژار على بيچاره را پيدا كردى " . آقاى شهاب كه از وزراى والى بوده‌اند ، نقل مىكنند كه براى كسب اجازه جهت بردن يك توپ به سنگر خودشان نزد والى رفته بودند و اين تقاضا مقارن بود با كشته شدن حسين خان فاضل و غرض آقاى شهاب تقويت سنگر خودشان در مقابل حملات احتمالى و شديد بيرانوندها بود . در همين موقع امان اللّه خان پسر لايق والى نزد پدرش آمد و گفت : " ديگر جاى درنگ نيست و من بيشتر از اين نمىتوانم با اين طايفه بيرانوند مدارا كنم . زيرا آنها بعد از كشته شدن حسين پسر فاضل خان بىنهايت جدى و جسور شده‌اند و اگر در قبال حملات آنان ، جنگ حسابى و جدى نكنم برايم سنگين است و تدريجا به والى فهمانيد كه بيرانوندها ممكن است در توصيه‌هاى او راجع به خوددارى از جنگ جدى آگاه نبوده و آن را حمل بر ضعف يا بىاطلاعى ارتش والى از تاكتيك‌هاى رزمى بدانند . با اين حال باز والى به‌طورى كه نظام السلطنه متوجه نشود ، به وزير خود مير صيد محمد خان اشرف العشاير اشاره كرد كه او نگذارد امان اللّه خان جنگ با بيرانوندها را به مرحله جدى برساند . در همين وقت جنازه حسين خان فاضل را به اردوى نظام السلطنه آوردند . شب همان روز خوانين زينبى از يك سمت به اردوى دولتى نزديك شده و تيراندازى زياد در ميان اردو كردند و موجبات نارضايتى نظام السلطنه و والى را از اين رهگذر فراهم كردند و اردو را شلوغ كردند ، به‌طورى كه نفرات به‌هم برآمدند . بعد از اين شب مير صيد محمد خان اشرف العشاير وزير والى پشتكوه از مشار اليه اجازه خواست كه سيد نامدار را كه از سادات فهميده و مستجاب الدعوه و مورد احترام و اعتماد خوانين بيرانوند بود ، براى مذاكره نزد خوانين بيرانوند بفرستد تا شايد به اين اردوكشىها و سپاه‌آرايىها خاتمه داده شود . « 1 »

--> ( 1 ) . خوانين بيرانوند و عموم لرستانيان باوجود اتصاف به برخى صفات ، نسبت به سادات و وزراى پيامبر و على عليهما الصلاة و السلام ، فوق العاده احترام قائل بوده و نزاع‌ها و جنگ‌هاى آنان به وسيله سادات به اصلاح و دوستى مبدل